خرید بک لینک

خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک

ناراحت و عصبانی شد و زمین را کند به صورتی که زمین در اثر سم او تکه تکه شد

بزد تیغ و بنداخت از بر ،سرش فرو ریخت چون رود ،خون از برش

با شمشیر سر اژدها را از بدن جدا کرد و خون مانند رود از بدنش جاری شد

بینداخت چون باد ،خم کمند سر جادو آورد ناگه به بند

رستم به سرعت باد طناب خود را پیچاند و به سمت جادوگر پرتاب کرد و سر او را به بند کشید

برچسب: نویسنده: ساحل حسنی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 5:38

صفحه بندی